تبليغاتX
هر چه ميخواهد دل تنگت بگو

هر چه ميخواهد دل تنگت بگو
سلطان درياها
قالب وبلاگ
[ چهارشنبه 29 تیر1390 ] [ 12:40 PM ] [ سلطان دریا (محمد) ] [ ]

سلام به همه

محمد چند وقته نیست رفته خدمت من داداششم

بیاید تو وب من بهتون خوش میگذره

www.mahdi72.blogfa.com

[ پنجشنبه 20 بهمن1390 ] [ 5:32 PM ] [ سلطان دریا (محمد) ] [ ]
زندگي دو چيز به من آموخت:

.

.

.

.

.

.

که هرچي فکر ميکنم يادم نمياد چي بود
[ شنبه 23 مهر1390 ] [ 12:57 PM ] [ سلطان دریا (محمد) ] [ ]

زندگی زیباست اگرچه سخت است

میدانم نمی شود معنا کرد ...

زندگی زیباست اگرچه سخت است

جاده ای است هموار اگرچه پرپیچ و خم است

دفتری است کوچک اگرچه پر معناستش

آسمانی است آبی اگرچه گاهی بارانی

خاطراتش زیباست اگرچه پر معماست

و

در آخر ...

دریایی است طوفانی که ساحلش آرام و قرار ندارد.
[ یکشنبه 20 شهریور1390 ] [ 3:15 PM ] [ سلطان دریا (محمد) ] [ ]

می بخشمت بخاطر ترانه های صادقم


بخاطر سخاوت قلب همیشه عاشقم


می بخشمت بخاطرتویی که خیلی بدشدی


پیش توگریه کردمُ رفتی نموندی کم شدی


می بخشمت اگه نشد یه روزی مال من باشی


ولی بازم ازت میخوا م گاهی بیاد من باشی


می بخشمت اگه که من خوب میدونم دلت میخواست


چشمای تو رازی بودن ولی غرور تو نخواست


می بخشمت بخاطر چشمایی که منتظرن


خاطره هایی که نشد ازتوخیال من برن


می بخشمت بخاطر فاصله های دم به دم


بیادشعری که نشد یه خطِ شم برات بگم


رفتیُ کاری ازدل خسته ی من برنمی یاد


بایدباهاش کنار بیام خدا برام بد نمی خواد


بااین که با نبودنت غصه گذاشتی رو دلم


امابدون هرجا باشی دوست دارم خیلی زیاد

[ چهارشنبه 2 شهریور1390 ] [ 1:44 PM ] [ سلطان دریا (محمد) ] [ ]

من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتنم دل شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنهاتراز ما می روی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

[ چهارشنبه 2 شهریور1390 ] [ 1:42 PM ] [ سلطان دریا (محمد) ] [ ]

ماه مبارک رمضان اومده و من هم مثل خیلی های دیگه متحیرم موندم که رجب و شعبان کی گذشت ؟

چطور رد شد ؟ در حالیکه می خواستیم که با مناجات شعبانیه ، شبهای شعبان حال کنیم… ولـــــــــــــــــــــــی ؟ روزهای خوش و مبارک منتظر امثال ما تنبلا نمیشه که …

بیاید تو این ماه با هم دعا کنیم برای …

حالا تو این ماه چطور دعا کنیم ؟

دعای «اللهم رب شهر رمضان» حتما بخونیم این دعا از بهترین دعاهای ماه رمضان هست که خیلی هم کوتاهه و باعث آمرزش گناهان چهل ساله است .

« اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن ، و افترضت علی عبادک فیه الصیام صل علی محمد و آل محمد و ارزقتی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام و اغفر لی تلک الذنوب العظام فانه لا یغفرها غیرک یا رحمن یا علام »
چگونه دعا کنیم؟

روزی امام علی (ع) هنگام دعا عرض کرد : خدایا مرا نیازمند هیچ یک از بندگانت نکن .
رسول خدا (ص) فرمود : چنین مگوی ، زیرا هیچ کس نیست که نیازمند مردم نباشد .
گفتم: پس چه گویم ؟
فرمود : بگو خدایا مرا نیازمند مردم بد نکن .
پرسیدم : چه کسانی از مردمان بد به شمار می آیند فرمود کسانی که چون به نعمتی دست یابند ، آن را از دیگران دریغ دارند و چون خود به چیزی محتاج شوند و با آنان بر خلاف انتظارشان رفتار گردد ، برآشوبند و زبان به سرزنش گشایند .
ماه رمضان : دعا و مناجات با خدا

ماه رمضان ماه خودسازی است . خداوند همه اسباب کار را در این ماه برای پاک کردن روح و روان از آلودگی های گناه فراهم نموده و با لطف و رحمت مخصوص خویش هه راه ها و درها را در راستای تهذیب نفس و صفای باطن و تکامل معنوی گشوده است . فرصت بسیار خوبی برای انسان ها است تا در کنار این سفره بزرگ و متنوع رحمت الهی بنشینند و با انواع غذاهای روحی ، روح و روان خود را تقویت کنند .

بیایید همه توی این ماه عزیز دستامونو رو به آسمون بلند کنیم و واسه سلامتی جانبازها ، شمیایی ها ، شفای تمام مریض ها دعا کنیم

[ پنجشنبه 13 مرداد1390 ] [ 1:0 PM ] [ سلطان دریا (محمد) ] [ ]

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،

داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی  پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود

[ پنجشنبه 13 مرداد1390 ] [ 12:56 PM ] [ سلطان دریا (محمد) ] [ ]
صبر کردن دردناک است وفراموش کردن دردناک تر

ازهمه دردناک تر این است که

ندانی باید صبر کنی یا فراموش...

[ سه شنبه 11 مرداد1390 ] [ 11:36 AM ] [ سلطان دریا (محمد) ] [ ]

عشق
آتش هم هست
اما آتشی سرد
با وجود این باید در این آتش
سوخت،زیرا این آتش تطهیر کننده
این آتش فقط برای تطهیر کردن می سوزاند
و نا خالصی ست که می سوزد و طلای خالص باقی
می ماند.عشق شکل رنج آفرین است ،عشق خرابت می کند تا
دوباره آبادت کند دانه باید شکسته شود;وگرنه درخت چگونه می تواند
متولد شود رود باید به انتها برسد ;وگرنه چگونه میتواند به دریا
شود؟بنابراین راحت باش ودر عشق بمیر;وگرنه،چگونه

میتوانی خویشتن خویش را بیابی؟غرور در سیمای
سنگ ها خود را نشان می دهد عشق اما
تسلیم است وخود را درسیمای
گل ها پدیدار
می شود

[ سه شنبه 11 مرداد1390 ] [ 11:35 AM ] [ سلطان دریا (محمد) ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
لینک دوستان
چت باکس